عقد
نكاح همچون هر عقد ديگر منشأ حقوق و تعهداتي است. از جمله آثار مالي عقد نكاح، استحقاق
زوجه نسبت به نفقه و تكليف زوج به اداي آن است. نفقه همچون مهر از قواعد آمره بوده و توسط زن يا طرفين بر مبناي
تراضي قابل
اسقاط
نيست. بر اين اساس اگر در عقد نكاح شرط شود كه زوجه مطلقاً حق مطالبه نفقه نداشته
باشد، شرط مزبور باطل است. استحقاق نفقه كه به سبب رابطه زوجيت و جزاي احتباس زوجه براي زوج ميباشد، با وجود
تمكين تام از
سوي
زوجه، مستقر و در صورت نشوز ساقط ميگردد. نفقه زوجه شامل خوراك، پوشاك، مسكن و توابع
آنها و به طور كلي شامل همه نيازمنديهاي ضروري و اوليه زوجه بوده و مقدار آن به حسب توانايي مالي زوجين،
در حد كفايت زوجه
با
توجه به عرف زمان و مكان، تعيين ميگردد. از آنجا كه زوجيت، مهمترين سبب وجوب نفقه ميباشد،
مقدم بر نفقه اقارب و صاحب امتيازات ويژهاي نسبت به آن از جمله تداوم لزوم نفقه پس از انحلال پيوند
زناشويي در ايام عده
ميباشد.
حقوق مدني ايران و ساير كشورهاي اسلامي در رابطه با نفقه زوجه ـ همچون ساير موارد ـ
برگرفته از فقه اسلامي و موافق با آن ميباشد. پس از بيان مفاهيم كلي و مقدماتي نفقه، احكام فقهي و حقوقي راجع
به حالات وجوب و
سقوط
نفقه، موضوعات نفقه و مقادير آن، ويژگيهاي خاص نفقه و وضعيت آن پس از انقطاع عقد نكاح
را به تفصيل از منابع معتبر فقهي و حقوقي با ذكر مآخذ شرعي اين اقوال از آيات و احاديث نقل ميكند و به تجزيه و
تحليل آنها
ميپردازد
و در نهايت با جمعبندي و نتيجهگيري به مباحث مطرح شده پايان ميبخشد.
خلاصه: خانم حديثه فرجي