گزارشي از مقاله نقد مكتبهاي اصولي ........
نقد
مکتبهای اصولی از دیدگاه شهید مصطفی خمینی(ره(
دانش با نقد شادابی می یا بد.
قلب دانش با خونِ نقد می تپد.
ساحلهای ناشناخته بحث با کشتی نقد گشوده می شود.
قانون آشکار شدن اندیشه های برتر درحکومت نقد سامان می پذیرد.
نقد پیری را از جان دانش می زداید و روحی شاداب به آن می بخشد.
شهید حاج آقا مصطفی خمینی درزمینه های نقدهای اصولی حرفهایی نو دارد. نقدهای او ما را با زمینه ها و معیارهای نقد (که دو بحث مهم هستند) آشنا می کند.
این محقق سعی دارد در این مقاله دیدگاههای شهیدمصطفی خمینی را در (نقد اصولی) ارائه دهد. نقد گوهر ذهن بشراست. نقد مرز نمی شناسد. شهید مصطفی خمینی این جایگاه نقد را به درستی می شناخت; از این روی گاهی در برابر آرای استادان می ایستاد اگر چه همه وجودش لبریز از فروتنی نسبت به مقام علمی انان بود . و گاهی هم در برابر همه اصولیان یکه و تنها قرار می گیرد مصطفی خمینی چنین بود. درنگاشته های او اصحاب بارها و بارها نقد شده اند.
نویسنده این مقاله ابتدا )نقد شیوه ی بحث) را از دیدگاه شهید مصطفی خمینی مورد بحث قرار میدهد: و می گوید که نظر این استاد شهید این است که:
با توجه به این که شیوه استنباط که در دامن آن سرنوشت فقه رقم می خورد اثر پذیرفته از شیوه ای است که در بحثهای اصولی جریان می پذیرد به دست می آید که بررسی و نقد شیوه های بحث اصولی بایستگی تمام دارد مقوله ای که جای آن در بحثهای حوزوی خالی است یعنی از مکتبهای اصولی سخنی گفته نمی شود بر عناصرموجوددر هر مکتب اصولی نمی آید آنچه درحوزه ها و درسها و نشستهای علمی جریان دارد این است که درمثل آقاضیاء عراقی چنین گفت و میرزای نائینی چنان. امّا هیچ گاه کسی نیامده بگوید آقا ضیاء این شیوه را داشته و نائینی آن شیوه را و دیدگاههایی که دراصول دارند با یکدیگر متفاوت است به سبب این شیوه های گوناگون است. بی گمان نقد شیوه ها ومکتبهای اصولی مهم ترین قسمت در بحث از مکتبهای اصولی است.
شهید آقا مصطفی خمینی در بحثهای اصولی نسبت به این مسأله توجّه نشان داده است که اکنون به مواردی اشاره می کنیم:
ایشان تکیه بر باریک بینیهای عقلی را در بحثهای اصولی نادرست می داند.
شهید آقا مصطفی
خمینی استفاده از مفاهیم و قواعد دانشهای دیگر را در اصول
موضوعی خطرناک می داند
و این استفاده را در صورتی که بدون شناخت دریافتها و قاعده ها و نیز بدون نگهداشت مرزها و قیده انجام
بگیرد به حال بحثهای اصولی زیان آور می
داند.
در نگاه ایشان باید با دانشی که می خواهیم از آن معنی و قاعده ای را
بگیریم آشنایی
ژرف داشته باشیم.دیگر آن که در استفاده از دانشهای دیگر دربحث اصولی دقت کرده و هر چیزی را وام
نگیریم
وی استفاده از قاعده های فلسفی را در اصول روا نمیدارد
زیرا به باور او پیامدهای نادرستی این گونه استفاده دارد
شهید مصطفی خمینی برا ساس این
دیدگاه بحث از مفاهیم لغوی
را در اصول در همه موارد روا نمی داند بلکه برای آن مرزی ارایه می دهد
شهید با این سخن خط بطلان بر بهانه ای می کشد که متأسفانه برای بسیاری از اصولیان به گونه یک رویکرد جدی در آمده است و آن پیروی از اصحاب در طرح بحثهای اصولی است. وجود این رویکرد سرچشمه آماسیدن بحثهای اصولی و تباه شدن وقت حوزه های علمیه و طلاب سطوح خارج شده است; چه آن که بسیاری از بحثهای اصولی بی نتیجه عملی در فقه تنها به این بهانه که پیشینیان و اصحاب به آن پرداخته اند صدها صفحه از کتابهای اصولی و هزاران ساعت وقت طلاب را به خود اختصاص داده در حالی که همان پیشینیان و اصحاب اگر امروز سر برآورند و در برابر خود افقهای روشنی را که پس از آنان در اصول گشوده شده است ببینند به گونه ای دیگر می اندیشند و هدف ر که هر چه بیش تر نارساییها را از شیوه استنباط زدودن و پاسخ گویی به نیازهاست در قربانگاه بحثهای بی نتیجه و آماسیده ذبح نمی کنند.
موضوع استفاده از واقعیتهای تاریخی درعلم اصول موضوعی حساس و پر ثمر است و نیازمند به بحث و نقد فراوان و گسترده ای دارد. در این ج تنها به این نکته اشاره می کنیم که شهید مصطفی خمینی در مکتب اصولی خود برای آن جا باز کرده است
________________________________________
مرداد و شهریور - مهر و آبان 1376، شماره 81 و 82 مجله حوزه
« نسیبه فضلی زاده »